تبليغاتX
روشنفکر

روشنفکر

به دریا غلتُ با موجش درآویز............حیات جاودان اندرستیز است

أقصی

أقصی!

 مسجد الأقصی

اقصی اسیر و زار

اقصی در انتظار

تا بهر یاریش

دستی رود به کار

آن قبله نخست

خود را به خون بشست

دیگر چرا همه

خواب و ضعیف و سُست

آن مسجد کُهَن

در بند اهریمن

اما همیشه ما در باغ و در چمن

خیلی صریح و راست

ایمان ما کجاست؟

اسلام ما چه شد؟

خفتن کجا رواست

قرآن دوای درد

قرآن چه ها نکرد

قرآن به راه بُرد

سرخ و سفید و زرد

قرآن عمر "رض" بساخت

قومی دِگر بساخت

"سلمان" و "سعد" را

سردار و سر بساخت

قرآن جهاد و جنگ

با سنگ و با تفنگ

با آنچه می توان

با مُشت و با دو چنگ

سازش جهالت است

خواری و ذلت است

سودی نیاورد

پستی همت است

ابراهیم "ساعدی"

+ نوشته شده در  شنبه 1384/09/26ساعت 11:48 قبل از ظهر  توسط محمود عبدالله فرزام  |