تبليغاتX
روشنفکر

روشنفکر

به دریا غلتُ با موجش درآویز............حیات جاودان اندرستیز است

عید سعید فطر به همه مسلمانان مبارکباد

عید شما مبارک و طاعات و عبادات شما مقبول خداوند بزرگ و یکتا و خیلی دوست داشتنی

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهُ اکبرُ، اللهُ أکبر، لا إله إلا اللهُ و اللهُ أکبر، أللهُ أکبرُ و للهِ الحمد

ای روزه گرفته تو از مائده بالا

روزه بگشا خوش کان غره عید آمد

********

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت

صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

*****************

دوستان عزیز و نهایت گرامی، برادران و خواهران مسلمان! فرارسیدن عید سعید فطر را به همه شما مبارکباد گفته و از پروردگار یکتا و بی همتا التجا داریم تا همه ما و شما را در فهرست بندگان بخشوده شده و قابل پاداش نیکو (خشنودی پروردگار و بهشت جاویدان) شامل ساخته و با گذشت یکماه طاعت و عبادت مخلصانه همه ما و شما را به مانند طفل نوزادی که هیچ گناهی نکرده است از گناهان پاک نموده و مشمول رحمت خویش سازد! آمین.

این وعده پروردگار است که بندگان روزه دار خویش را قبل از ختم نماز عید پاداش نیکو داده و مشمول بخشندگی و رحمت خویش می سازد آنگونه که باید یک مسلمان مزد یک کارگر را قبل از خشکیدن عرق پیشانی وی برایش بدهد.

بازهم ادارۀ نشریه روشنفکر و شبکه بیداری اسلامی افغانستان عید سعید فطر را به شما تبریک و تهنیت می گوید.

عید تان مبارکباد

 



 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/07/30ساعت 12:41 بعد از ظهر  توسط محمود عبدالله فرزام  | 

رمضان خوش آمدی

بسم الله الرحمن الرحیم

شهر رمضان الذی اُنزل فیه القرآن* هُدی للّناس و بیِّنت من الهدی و الفرقان

فرارسیدن ماه پُر میمنت رمضان را به همه مسلمانان تبریک گفته و از بارگاه خداوند یکتا تمنا داریم تا این رمضان سر آغاز خوبی برای مسلمانها و جهان اسلام باشد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/07/20ساعت 3:39 بعد از ظهر  توسط محمود عبدالله فرزام  | 

رمضان فرصتی برای نیازمندان خشنودی خداوند یکتا

ماه مبارک رمضان به همه مسلمین مبارک باد

بسم الله الرحمن الرحیم

رمضان فرصتی برای نیازمندان خشنودی خداوند یکتا

 

بخش اول

درسهای از فقه رمضان

 

حكم روزه ماه رمضان

روزه رمضان یکی از ارکان و فرایض اسلام است:

خداوند متعال می‌فرماید:  (یَا أیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَی الَّذِینَ مِن قَبلِکُم لَعَلَّکُم تَتَّقُونَ)  

     «ای کسانی که ایمان آورده‌اید بر شما روزه واجب شده است همان گونه که برکسانی که پیش از شما بوده‌اند واجب بوده است تا باشد که پرهیزگار شوید».

 

تا جایی که می‌فرماید: (شَهرُ رَمَضَانَ الَّذِی أَنزِلَ فِیهِ القُرآنُ هُدَی لِّلنَّاسِ وَ بَیِّنَاتٍ مِّن الهُدَی وَ الفُرقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشَّهرَ فَلِیَصُمهُ( . بقره – 183 – 185

    «ماه رمضان همان است که قرآن در آن فرو فرستاده شد تا مردم را راهنمایی کند و نشانه‌ها و آیات روشنی از ارشاد (به حق و حقیقت) باشد و میان (حق و باطل در همه ادوار) جدایی افکند پس هر کس از شما (فرا رسیدن) این ماه را دریابد باید که آن را روزه بگیرد».

کسی که از روی ایمان و امید کسب اجر و پاداش، ماه رمضان را روزه بگیرد گناهان (صغیره) گذشته او بخشوده می‌شود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/07/13ساعت 4:34 بعد از ظهر  توسط محمود عبدالله فرزام  | 

من اینجا بر فراز مُکبّرم!

 

من اینجا بر فراز مُکبّرم!

     دست مرا به زنجیر بستید ولی از فراز کوه مُکّبر( کوهی که حضرت عمر "رض" زمان فتح بیت المقدس از فراز آن الله اکبر گویان وارد  بیت المقدس شد) نعره تکبیر من بلند است، پای مرابه زولانه  بستید ولی من  هرگز بشما سر خم نکردم، وهر گز نرم نشدم وهرگز  زبون نگشتم وهر گز سُست وبزدل نشدم، به همه جاعلیه من حمله ورشدید به امید اینکه مرابه یک کالبد بی روح مبدل سازید ولی هر گز نتوانستید به مرام خود دست یابید.. انشاء الله ! قدرت ندارید که غرور مرا بشکنید یا بزرگ منشی مرا سلب کنید ومردانگی مرا درهم کوبید، سرزمین مرا گرفتید ولی هر گز ایمان مرا نتوانید گرفت وهر گز نمی توانید به عقیده من که در ژرفایی شریان وجود من موج میزند واعتبارات وموجودیت شمارا متزلزل ساخه است، دست یازید! حقاکه ندای اسلام در مجاری نفس من چنین زمزمه میکند:(وبسا از پیغمبر که قتال کردند با کفار همراه او خداپرستان بسیاری، پس  سست نشدند وضعیف نگشتند  وفروتنی نکردند و خداوند "ج " صابرین رادوست میدارد).سوره آل عمران:آیه146 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/05/03ساعت 2:47 بعد از ظهر  توسط محمود عبدالله فرزام  | 

«جُون ردلی» از سفرش به اسلام می گوید

«جُون ردلی» از سفرش به اسلام می گوید

حکایت اسلام آوردن یک خانم انگلیسی که در افغانستان خبرنگار بود

 

در روزهاي پس از واقعه 11 سبتامبر 2001 ميلادي كه آمريكا آماده حمله به افغانستان مي شد. خبر دستگيري يك خبرنگار زن انگليسي بنام جون ردلي در افغانستان توسط حكومت طالبان. يكي از عنوانهای مهم اخبار جهان شد.

وي گرچه خود را با چادر و برقع زنان افغاني پوشانده بود و سوار بر قاطري وارد خاك افغانستان شده بود ولي مورد شناسايي سربازان طالبان قرار گرفت و دستگير شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/04/29ساعت 2:51 بعد از ظهر  توسط محمود عبدالله فرزام  | 

هجرت یا خود سازی

بسم الله الرحمن الرحيم

هجرت یا خود سازی

 

       به ساده گي ميتوان از مطالعه قرآن و تاريخ  دريافت كه هجرت برخلاف آنچه در اذهان معمولاً مطرح است،  تنها يك عبارت نيست بلكه هجرت بزرگترين عامل سازنده تمدن، فرهنگ و اجتماع تازه است،  هجرت در تاريخ بشر عامل مثبت تحرك بينش،  روابط اجتماعي و ايجاد كننده تمدن هاي معنوي و مادي بشر است. هجرت بزرگترين عامل درهم كوبندهء  كهنگي،  انجماد و سنت هاي موهوم است و باز كننده تفكر و روح هاي بسته است. هجرت در اسلام،  چنانچه از زندگي پيغمبر برمي آيد با همين معنا و با همين خصوصيت اجتماعي و اثري كه در ساختن انسان و تاريخ و تمدن و فرهنگش دارد،   مطرح شده است.

 

       بطور مختصر و به گونه مثال از بزرگترين قوم مهاجر كه عبارت از قوم آريائي است ميتوان نام برد. اين قوم در حدود 3500 سال پيش از قسمت هاي شرق بحر خزر يا نواحي جنوب روسيه (درست معلوم نيست) به طرف مناطق و كشور هاي مختلف مانند ايران،  هند،  يونان و اروپا سرازير مي شوند و بزرگترين تمدن ها را ايجاد مي كنند و علل مختلفه اين هجرت را كه مشكلات اقتصادي،  كثرت جمعيت، كمبود خوراك و چراگاه و............ همه را درهم مي كوبند و تمدن «که مجموعهء ساخته ها و اندوخته های مادی و معنوی جامعهء انسانی است»، ايجاد مي كنند.

 

       شرح فوق اشاره كوتاهي بود در مورد مزاياي هجرت،  و حال انواع آنرا بطور خيلي مختصر توضيح نموده و جهت مسئله را روي نوع پنجم آن كه دقيقــاً مسئله مورد بحث است،  متمركز مي سازيم.

 

1.      نوع اول:  هجرت فردي يا غير متعهد است.  يك انسان يا دو يا پنج يا هفت نفر،  اينها افراد هستند. داستان اصحاب كهف قوياً بيانگر اين نوع هجرت است و موضوع را به خوبي روشن مي سازد. آنها جامعه شان را در يك راه غير طبیعي و منحرف و زندگي شان را در يك شرايط ستمكارانه مي بينند و نااميد اند از اينكه اگر در جامعه بمانند و بتوانند تغييري را در آن ايجاد كنند. اين هجرت غير متعهد است.

 

2.     نوع دوم:  هجرت متعهد است. سرنوشت مسلمانان را در مكه با همه سعي و تلاش شبانه روزي كه مي ورزند و 13 سال طول مي كشد بازهم اندك بود و مي بينيم كه اشخاصي مانند ابوجهل سرنوشت هر يك از مسلمانان را در دست دارد و آنان را مورد شكنجه و جنايت قرار ميدهد. بناً از جامعه بيرون مي روند، هجرت ميكنند،  براي اينكه از بيرون جهاد شان را با جامعه و بيماري هاي موجود در آن آغاز كنند و سرنوشت جامعه خود را تعيين نمايند. اين نوع هجرت را كه پيغمبر خود نمونه اعلاي آن است،  هجرت متعهد مي نامند.

 

3.     نوع سوم: هجرت تبليغي است. به منظور توسعه رسالت انساني و رساندن ايمان به اذهان، به محيط هاي بسته، به جامعه هاي دور و به انسان هاي كه در محدوديت هاي اجباري خاصي هستند و مختصر اينكه رفتن ياران پيغمبر به دستور پيغمبر به حبشه يكي از معاني اين هجرت است كه براي تبليغ و انجام رسالت جهاني است.

 

4.      نوع چارم: هجرت علمي است. يعني حركت از محدوده خويش به مناطق گوناگون و مختلف و متحرك بودن انسان مطرح است، يعني براي تحقيق علمي است،  براي آگاه شدن از ظهور و انحطاط اقوام مختلف در گذشته است، براي تحقيق در تاريخ است، براي شناخت فرهنگ، تمدن، نژاد و جامعه ها است، براي شناخت ملت ها است، براي شناخت طبيعت و علوم مختلفه و طرز استفاده از علوم در ملت هاي ديگر است، در يك جا نشستن و تحقيق علمي كردن اثر مثبت ندارد، براي تحقيق علمي امروزه هجرت علمي لازم است، گردشهاي علمي لازم است، تمام اين پيشرفت ها و اكتشافات در رشته هاي مختلف در نتيجه همين هجرت علمي بدست آمده و مي آيد.

 

 

5.     نوع پنجم: هجرت فكري است.  قبل از اينكه در مورد نوع پنجم و شايد نوع اساسي تر صحبت كنيم و بدون اينكه از جاي يا موضوع ديگري صحبت كنيم، ميرويم و در قدم اول از مشكلات، ضعف ها،  ذلت ها و امراض موجود در  جامعه خود مان صحبت ميكنيم تا بدانيم خودمان در كجا و در چه مرحله اي از زندگی قرار داريم، طــُـرق مداوای امراض و راه حل مشكلات جامعه خودمان در چیست؟  و این را ه های حل را در نوع هجرت فكري جستجو نمايم، آنرا بدانيم و بدان عمل کنیم.

 

       آنچه امروز جامعهء مان را به ويژه نسل جوان اين كشور را  تهــديد ميكند عبارت از عدم استقلاليت فكري، بی ثباتی ذهنی، بي برنامه گی، تحت تأثير فرهنگ هاي بيگانه بودن، پا بند به دين نبودن، عدم مطالعه و تحقيق و باخبري درست از دين، عدم داشتن حس آزادي، مود پرستي، غرب زدگي،  تقليد، گرايشات ناآگاهانه به مكاتب و اديان غير از اسلام، بي توجهي به ارزش هاي ديني،  فرهنگي، تاريخي كه حفظ آن مسؤليت هر فرد اين جامعه است، توصيف هاي جاهلانه از تكنالوژي امروزه نه استفاده  از آن، تحت استحمار قرار گرفتن و در مجموع می توان گفت یک نسل مصرف كننده و مُــقـلد دارد در جامعه مان شكل مي گيرد و ميروند بطرف بي فرهنگ شدن، ميروند تا فرهنگ خود را هم از غرب بگيرند، ميروند تا فرهنگ را هم مانند اجناس وارد كنند،  ميروند به طرف بي تاريخ شدن و بي تمدن شدننه تكنالوژي چون اين دو از هم فرق دارند ، ميروند تا مسير زندگي شان را از خانه تا محل كارشان قرار دهند، ميروند و در جمع مستضعفين مي پيوندد،  میروند تا مهربانی و شرافت را فراموش نمایند و خشونت را معیار زندگی قرار دهند، میروند آنچه را استعمار و استثمار و استحمار نوین برای شان انتخاب می نماید،  تمرین کنند که هر کدام از مسایل فوق یک بحث جداگانه لازم دارد و اگر بخواهیم این همه حرف ها را مختصر بسازیم می توانیم بگوئیم جامعه مان در بحران قرار دارد، چه نوع بحران؟ بحران هویت. بحران هویت چیست؟   بحران هويت به حالتى اطلاق ميشود كه جامعه انسانى نورمها و معیار های تثبيت شدهء گذشته را رها كرده و در ايجاد نورمها و معیار های جديد ناتوان بوده و در نتيجه  جامعه و فرهنگ دچار بحران مي شود.                   

                           

       با تؤجه به تعریف بحران هویت،  درمیآبیم که در چه حالت و وضعیت بدی قرار داریم.   معیار ها و نورم ها و ارزش ها و  فرهنگ ناب اسلامی و داشته های فرهنگی تمدن آریائی و کوشانی و همه و همه به باد فراموشی سپرده شده اند و اگر این سوال مطرح شود که ما کیستیم و در کجا هستیم ؟ جواب مناسب و منطقی برای آن به مشکل می توان پیدا کرد. این همه بی توجهی مردم جامعه بخصوص جوانان در مورد هویت شان و از طرف دیگر ترفند ها و نیرنگ های استعمار نوین مشکل این بحران را دو چند و سه چند می سازد. استعمار دیگر با توپ و تانگ نمیآید بلکه با نیرنگ های گوناگون میآید و در قدم اول فرهنگ جامعه و افراد را از ایشان سلب می نماید، می زداید  و بعد ارزش های موجود در جامعه را مسخ می نماید، بصورت زشت در میآورد و به تعقیب آن هر آنچه را تولید می نمایند در همچو بازار های مسخ شده و نیمه وحشی و بی فرهنگ و بی ارزش و مصرفی بفروش میرسانند. افراد عادی جامعه هم که قوه درک و فهم شان ,بخصوص که هیچ وسیله آگاه کننده هم وجود ندارد، در حدی نیست تا از همچو تهاجمات جان سالم بدر برند بلکه همگام با محیط استعمار زده به پیش می روند. همه خوب می دانیم که تأثير محيط اجتماعى در تكوين منش و سرشت هر انسان به قدرى زياد است كه بطور كلى ميتوان هر فردى از افراد بشر را نمونه اى از آراء وعقايد جامعه اى دانست كه عضو آنست،  به عبارت بهتر مُهــر كشور و نژاد و قبيله و يا خانوادهء هر كس روى منش و سرشت او خورده و به خوبى نمايان ميباشد. پس اشخاص عادى ساخته و پرداختهء محيط هستند و كاملا به رنگ آن در میآیند، كسانى هم داراى ارادهء قوى ميباشند، نميتوانند از تأثير آن بكلى بركنار بمانند.  محیط موجود در جامعه مان چیست؟ محیط مصرفی ایجاد شده توسط استعمار نوین و بس.

 

       پس چه باید کرد؟ را ه حل را در کجا باید جستجو کنیم؟ به کجا بازگردیم؟ بطرف کدام مکتب تقرب بجویم؟ با استعمار نوین چگونه مبارزه نمایم؟ که همه این سؤالات بحث های جداگانه لازم دارد و انشاالله در آینده حرف های خواهم داشت اما در اینجا ذکر اصل موضوع را لازم میدانم که آن هجرت است و با سوالات و مسائل بالا هم بی ربط نیست.  هجرت هاي چارگانه اي كه در مورد تذكر رفت،  ترك آنجاهائي است كه در آن زندگي مي كنيم و رفتن به مكاني است كه بايد برويم براي كاري يا هر هدفي. اما هجرت از نوع پنجم عبارت از ترك كلي حالتي است كه در آن بسر مي بريم، تغيير چگونگي، صفت و كيفيت خصوصياتي كه داريم، رها كردن ماهيتي كه هستيم و رفتن به طرف آن چنان انساني كه باید باشيم، هجرت از آنچه كه هستيم به آنچه كه بايد باشيم، پس همه آنانيكه با امراض گوناگون فكري كه در بالا نام برديم دچار هستند و دارند آنرا ناآگاهانه تمرين ميكنند بايد هجرت كنند(پليدي ها را هجرت كنند)، از پستي، بدي، استضعاف، غرب  زدگي، تقليد، گرايش به فرهنگ هاي غير اسلامي در حال گريز باشند و خود را از حالت قرار داشتن در محدوديت ها نجات دهند، در طرز انديشه و فكر شان تغيير آورند تا به خود ساختن دست يابند به خود آگاهی دست یابند، خود را بسازند، جامعه خود را بسازند، با فرهنگ های وارداتی مبارزه کنند و نگذارند استعمار نوین در آنها رخنه کند. همين هجرت فكري عامل مهم تغيير دهندهء فكر، انديشه و روح راكد و مسخ شدهء انسان است،  تغيير دهنده افكار صدمه ديدهء انسان است، انسان را متحرك مي سازد، آگاهي مي بخشد و قوه تشخيص خوب و بد را در انسان فعال مي سازد تا انسان بداند كه از افكار غير اسلامي پرهيز كند و برود به سوي فلاح و رستگاري تا خود، جامعه، دنيا و آخرتش را از جمود و ركود برهاند و هجرت فكري يا هجرت در درون را مانند قيچي اي فكر كند كه همه بند هاي را كه به وسيله آن روح و انسانيت انسان به ميخ هاي زمين راكد و محبوس و محدود استعماری وصل است و او را از استقلال، آزادي، اراده مستقل، ابتكار، سازندگي و خلاقيت محروم ميكند مي بُــرد و روح انسان را آزاد مي كند.

 

                                                          سیدوحیداله ازهر

                                                         افغانستان -  پروان
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/11/06ساعت 11:42 قبل از ظهر  توسط محمود عبدالله فرزام  | 

دنیای نو زندگی بهتر!

زنده گی نو دنیای بهتر

متفکر بزرگ اسلام شهید سید قطب (رح)برای اقامه دولت اسلامی نباید آرام نشست.

      هنگامیکه ما میگوئیم باید " زنده گی اسلامی " تجدید شود وجامعه اسلامی از نوبرپا گردد گروهی اظهار ناراحتی کرده وگمان میکنند که در صورت تحقق این موضوع برعده ای ستم روا خواهد شد ویا تشویش وناراحتی درپیوند های اجتماعی بوجود خواهد آمد، در صورتیکه مسئله به هیچ وجه از این قرار نیست واین اظهار ناراحتی، بیشک ناشی از عدم شناخت حقیقت وکیفیت جامعه وزنده گی اسلامی است.

      جهان امروز دچاربحران های فکری و اجتماعی است ودر اوضاع وشرایط وسیستمها وقانون های خود، دچار مشکلات وناراحتی های گشته ودرهیچ نوع نظام حکومتی وسیستم اجتماعی، آرامش واقعی راه نیافته است واز همین جا است که گروهی میگویند: اوضاع موجود در بسیاری ازکشورهای جهان فرصت رابرای از بین بردن مکتبهای سیاسی واجتماعی آماده ساخته وهمه این مکتبها در حال شکست وسقوط بوده وحتی در سرزمینهای که گمان میرود نظام ثابتی دارند وتجهیزات ظاهری آنان ضامن دفاع ازآنهاخواهد بود، احتمال فناونابودی وجود دارد.

      آرامش واقعی حکومتها ورژیم ها راپلیس وتفنگ، توپ، تانک وبمب های هسته ای بوجود نمی آورد، بلکه آن جامعه ورژیمی پابرجاخواهد بود که نیازمندیهای طبیعی جامعه را برآورده ساخته ودر وجدان ودرون مردم، آرامش واحساس انسانی بوجود آورده باشد وبی شک در آنروز گاریکه این دوپایگاه اساسی ازبین برود دیگرنیروی آهن وآتش هرگزنمی تواند زندگی سعادتمندانه وانسانی راتامین سازد وبوجود آورد. این حقیقتی است که سیر زمان، در طول تاریخ اصالت آنرا تصدیق کرده است.

      پس ماخواستارتجدیدزندگی اسلامی وبوجود آوردن جامعه اسلامی هستیم ودر واقع میخواهیم که ازبحرانها وتزلزلهای اجتماعی ویران کننده در امان باشیم وزندگی خود را برروی اساس محکم وپایه های عمیق ترازپایه های هر سیستم قراردهیم که عقیده وایمانی  پشتوانه آن نیست.

      ماخواستارزندگی بهتر، دنیای نوین وجامعه ای انسانی کامل هستیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1383/12/25ساعت 8:44 قبل از ظهر  توسط محمود عبدالله فرزام  |